اختلال در پردازش شنیداری

در افراد مبتلا غالباً هیچ نشانه ای از ضایعه مغزی دیده نمی شود و تاریخچه تولد و رشد كودك نیز طبیعی است . بنابراین علیرغم داشتن هوش و شنوایی طبیعی:

- كودك به راحتی حواسش پرت می شود و اصوات بلند یا ناگهانی به صورتی غیر معمول آزارش می دهند .
- در محیطهای شلوغ احساس ناراحتی می كند و رفتار و كردارش در محیطهای آرام بهتر می شود .
- در دنبال كردن دستورات مشكل دارد .
- بسیار بی نظم و فراموش كار است .
- در روخوانی ، هجی كردن ، نوشتن یا دیگر موارد گفتاری – زبانی مشكل دارد .
- در تفسیر و درك مفاهیم انتزاعی دچار اشكال می شود .
- دنبال كردن گفتگوها برای وی سخت است. سایر علایم عبارتند از:
- پاسخ ناهماهنگ به تحریكات شنیداری
- دامنه توجه كوتاه
- حواس پرتی در هنگام ارائه تحریكات توام دیداری و شنیداری
- اشكال در جهت یابی صوت
- تقاضای مكرر برای تكرار مطالب
- اختلال در حافظه كوتاه مدت و بلند مدت
- اشكال در ارتباط دادن مطالب شنیده شده به كلمات نوشته شده
- اشكالات احتمالی در هجی كردن
- اشكال در پایش سطح صدای خود
- اشكال در پردازش سریع داده های شنیداری
با توجه به اینکه اغلب نشانه های اختلال در پردازش شنوایی مرکزی، در حوزه ارتباط و زبان ظاهر می شوند ( چه زبان شفاهی و چه زبان نوشتاری) به نظر می رسد که مبتلایان قبل از مراجعه به سایر متخصصین توانبخشی به آسیب شناسان گفتار و زبان مراجعه کنند. بنابر این ضروری است که این همکاران ضمن توجه کافی و همه جانبه به مراجعین خود، در صورت مشکوک شدن به اختلال پردازش شنیداری مرکزی نسبت به ارجاع به موقع وی به همکاران شنوایی شناس اقدام کنند تا آزمونهای لازم برای تشخیص قطعی انجام شده و بخشی از درمان که در حیطه شنوایی شناسی قرار دارد در صورت لزوم آغاز شود.




طبقه بندی: آفرینش، روانشناسی، آموزشی، دانستنی ها، تربیتی،

تاریخ : شنبه 28 مرداد 1396 | 12:20 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
Image result for ‫عکس از شهید محسن حججی‬‎

شهید حججی! دیدن فیلم و عکس هایت بسیار تکان دهنده بود.
اما خوشا به حالت که چنین زیبا به سوی معبودت شتافتی.
امیدوارم دعای شهدایی چون شما پشت سر ما و بچه هایمان هم باشد.
تا شاید این عاقبت بخیری نصیب ما نیز گردد.
التماس دعا



طبقه بندی: مذهبی، تربیتی، آفرینش، آموزشی،

تاریخ : دوشنبه 23 مرداد 1396 | 12:01 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

آقای دولابی میفرمودند: در آن دنیا بعید نیست که خیلی از اعمالی که به آنها خیلی چشم امید داشتیم آفت زده باشند و کارمان با همین"کناره کاریها" راه بیفتد!


کار خیر

مرحوم دولابی نقل میکردند که خانواده ما کشاورز بودند و بعضی سالها ما زمینهای زیادی را گندم و جو میکاشتیم و در نظرمان بود که اگر این زراعت به نتیجه برسد امسال وضعمان خیلی خوب خواهد شد، طبق معمول کشاورزان هم در زمینهای کنار جویهای آب هم مقداری نخود و لوبیا و چیزهای دیگر میکاشتیم که به آنها " کناره کاری " میگفتیم. خیلی اتفاق میافتاد که به یکباره همه محصول آن مزرعه های بزرگ که خیلی روی آنها حساب کرده بودیم آفت میزد و قابل استفاده نبود و تمام امورات سال ما از همان " کناره کاریها"یی که خیلی جدی نمیگرفتیمشان میگذشت!

آقای دولابی میفرمودند در آن دنیا بعید نیست که خیلی از اعمالی که به آنها خیلی چشم امید داشتیم آفت زده باشند و کارمان با همین"کناره کاریها" راه بیفتد!

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع:
کانال اینستاگرام سمت خدا


طبقه بندی: آفرینش، نقل قول بزرگان، مذهبی، تربیتی، آموزشی،

تاریخ : شنبه 21 مرداد 1396 | 08:43 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاثیر ابتکار معلمین در پیشرفت دانش آموزان

 

 خانم معلم چن در دفتر تنها بود که پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و با لحن پر احتیاطی او را صدا کرد.

 خانم چن او را شناخت، اما بدون آن که بخواهد نارضایتی خودش را به رویش بیاورد، گفت: تو در امتحان از 100 نمره 59 گرفتی. تو تنها کسی هستی که نمرۀ قبولی یعنی 60 نگرفته است.

 پسرک با خجالت و در حالی که صورتش سرخ شده بود، سرش را بلند کرد و گفت: خانم معلم، می شود... می شود یک نمره به من ارفاق کنید؟

 خانم معلم با عتاب مادرانه ای سرش را تکان داد و گفت: یک نمره ارفاق کنم؟ این ممکن نیست. من طبق جواب هایی که در برگۀ امتحانت نوشته ای به تو نمره داده ام.

 او اضافه کرد: نگران نباش. من که نمی خواهم به خاطر ضعفت در امتحان، تو را تنبیه کنم. تو باید در امتحان بعد تلاش بیشتری بکنی و نمرۀ بهتری بگیری.

 پسر با صدایی که نشان می داد خیلی ترسیده است، گفت: اما مادرم کتکم می زند.

 خانم معلم ساکت شد. او آرزوی والدین را درک می کرد که می خواهند بچه هایشان بهترین نمره ها را کسب کنند و موفق باشند؛ از طرفی نمی توانست در برابر بچه های بازیگوشی که در امتحاناتشان ضعیف هستند، نرمش نشان دهد. اما یک موضوع دیگر هم بود. او می دانست که کتک خوردن بچه ها هم هیچ کمکی به تحصیلشان نمی کند و حتی تأثیر منفی آن ممکن است آنها را از تحصیل بازدارد. نمی دانست چه تصمیمی بگیرد. یک نمره ارفاق بکند یا نه. او در کار خود جداً اصول را رعایت می کند. اما به هر حال قلب رئوف مادرانه هم داشت.

 نگاهی به پسرک کرد. هنوز تمام تن پسرک از ترس می لرزید و به گریه هم افتاده بود.

 عاقبت رو به پسرک کرد و با صدای ملایمی گفت: ببین، این پیشنهادم را قبول می کنی یا نه؟ من به ورقه ات یک نمره «ارفاق» نمی کنم. فقط می توانم یک نمره به تو «قرض» بدهم. تو هم باید در امتحان بعدی 10 برابر آن را، یعنی 10 نمره، به من پس بدهی. خوب است؟

 پسرک با شادی غیر قابل وصفی گفت: چشم! من حتما در امتحان بعدی 10 نمره به شما پس می دهم.

 او با خوشحالی از خانم معلم چن تشکر کرد و رفت. از آن پس برای این که بتواند در امتحان بعدی قرضش را به خانم چن پس بدهد، با دقت زیاد درس می خواند. تا این که در امتحان بعد نمرۀ بسیار خوبی کسب کرد. از طرف مدرسه به او جایزه ای داده شد. وقتی در مراسم اعطای جایزه نگاهش به خانم چن افتاد، از دیدن لبخندی که معلمش به او می زد، احساساتی شد و گریه کرد.از پسِ آن «درس» که خانم چن به او داده بود، مقطع دبیرستان را با نمرات عالی پشت سر گذاشت و وارد دانشگاه شد. او اولین دانشجو از روستایشان بود.

 او پس از مشغول شدن به کار و به دست آوردن موفقیت های شغلی و مالی پیاپی، بارها و به بهانه های گوناگون به سازندگی روستایشان کمک کرده و هر سال به دیدن معلمش خانم چن به آنجا می رود.

 او همیشه ماجرای قرض نمره را به دوستانش تعریف می کند و از بازگویی آن همیشه هیجان زده می شود. زیرا می داند که نمره ای که خانم چن به او قرض داد، سرنوشتش را تغییر داد.

برای لحظه های زندگی تصمیم درست بگیریم .




طبقه بندی: خلاقیت، تربیتی، آفرینش، آموزشی، دانستنی ها،

تاریخ : شنبه 21 مرداد 1396 | 08:17 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
اختلال یادگیری را با کند ذهنی اشتباه نگیریم

 بنا بر جدیدترین آمار حدود 5 تا 6 درصد از دانش آموزان دچار اختلالات یادگیری هستند به عبارت دیگر در یک کلاس 30 نفری 2 دانش آموز مبتلا به اختلال یادگیری داریم که آمار بالا و قابل توجهی است.یک کارشناس ارشد روان شناسی با بیان این که برخی کودکان در یک یا چند حیطه از 3 اصل خواندن، نوشتن و ریاضیات دچار مشکل یادگیری هستند، گفت: این افراد در صورت آگاه نبودن معلمان و والدین با برچسب هایی مثل کند ذهن و شاگرد تنبل کلاس مواجه خواهند شد. عزت نفس این کودکان بر اثر شکست های متوالی روحی پایین می آید و مشکلات یادگیری آن ها به طور معمول با افزایش سن آن ها وخیم تر می شود. نابرابری معنادار بین پیشرفت درسی و بهره هوش، نداشتن توجه و تمرکز، بیش فعالی، بی توجهی در کلاس درس، ناتوانی در حل مسئله، انگیزه کم، وابسته بودن به دیگران در انجام کارها و مهارت های اجتماعی رشد نیافته و تاخیر جدی در آموختن را می توان از مشخصه های ناتوانیهای یادگیری برشمرد...

 علت بروز اختلال یادگیری

 به گفته این روان شناس، در زمینه اختلالات یادگیری، عوامل ژنتیکی، زیستی، رشدی و محیطی دخیل است. متخصصان درمان اختلالات یادگیری حرکت و مهارت های حرکتی را پایه و اساس یادگیری می دانند،درمان براساس این رویکرد بر مبنای درمان های حرکتی مثل تقویت عضلات ظریف (مثل تقویت انگشتان دست) و تقویت عضلات درشت(مثل عضلات ساعد، عضلات پاها و ...) حفظ تعادل (مثل راه رفتن روی یک خط یا تخته تعادل) و تمرین های مربوط به تقویت ادراک دیداری و ادراک شنیداری است. از دیگر روش های درمان برای این گروه از کودکان روش درمان چند حسی است که در آن آموزش به این کودکان باید تمام حواس آن ها را درگیر کند و کودک مفاهیم را به طور عینی و محسوس ببیند، به طور شفاهی بشنود، مواد آموزشی را لمس کند و به کار ببرد و از این طریق اثری پایدار و ماندگار در حافظه کودک خواهد داشت.این روان شناس افزود: والدین به محض اطلاع از این مشکل در کودک خود پس از مشورت با معلم برای تشخیص دقیق تر و آگاهی بیشتر از ماهیت شکل کودک خود باید به متخصصان مراجعه کنند، با پرهیز از مقایسه کودک با دیگر کودکان، به کار نگرفتن روش های غیر علمی و سنتی نظیر انجام تکالیف و مشق های زیاد و بی فایده(رونویسی های مکرر، خواندن متن های طولانی، تکراری و خسته کننده و حل مسئله های متعدد ریاضی) و تنبیه و سرزنش نکردن کودک و نسبت ندادن عناوین تحقیر آمیز به کودک، می توان کودک را در کاهش مشکلات یادگیری و بهبود سریع تر و افزایش عملکرد وی در تکالیف مدرسه یاری کرد.

  ارجاع دانش آموزان دچار اختلال یادگیری 

اصطلاح اختلال یادگیری شامل آن گروه از کودکان می شود که در یک یا چند فرایند روانشناختی پایه مربوط به درک زبان یا کاربرد آن، گفتاری یا نوشتاری ،اختلال دارند؛ این اختلال ممکن است به صورت ناتوانی در گوش دادن، فکر کردن ،صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا انجام دادن محاسبات ریاضی جلوه گرشوند.این اصطلاح عارضه هایی چون معلولیت های ادراکی، آسیب مغزی، اختلال جزئی کارکرد مغز، نارسا خوانی و زبان پریشی رشدی را شامل می شود.اما آن دستهاز مشکلات یادگیری را که اساساً نتیجه ی معلولیت های دیداری، شنیداری یا حرکتی،عقب ماندگی ذهنی، اختلال هیجانی یا وضع نامساعد محیطی، فرهنگی یا اقتصادیاست را در بر نمی گیرد.

 

      دانش آموزی دچار اختلال یادگیری است که:

1.در تجربه های یادگیری دریک یا چند زمینه ی خاص ، متناسب با سن و سطح توانایی خود پیشرفت نداشته باشد.

2.تفاوت فراوانی بین پیشرفت و توانایی هوشی دانش آموز در یک یا چند مورد از موارد زیر وجود داشته باشد.

 

    الف: بیان شفاهی ، ب: درک شنیداری ، ج: بیان نوشتاری ، د: مهارت پایه برای خواندن ، ه: درک مطالب خواندنی ، و: محاسبات ریاضی ، ز: استدلال ریاضی.

  دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ویژگی های گوناگونی را از نظر یادگیری و رفتاری از خود نشان می دهند.

      بعضی از دانش آموزان به دلیل مشکل توجه دچار اختلال یادگیری شوند یا هر دو مشکل را هم زمان دارند، این کودکان هنگامی که درس تدریس می شود نمی توانند حواس خود را متمرکز کنند وبه سهولت حواسشان پرت می شود ودر برخی موارد بدون اجازه حرف می زنند ، وسط حرف دیگران می پرند وممکن است برای دیگران مزاحمت هایی را داشته باشند.

     لازم به ذکر است که عده ای از مشاهیر جهان نیز دچارناتوانی های یادگیری بوده اند.توماس ادیسون در دوران مدرسه کودکی گیج و کند ذهن شناخته می شد وهمیشه مجبور می شد به عنوان تنبیه گوشه ی کلاس بایستد.آلبرت انشتین نیز تا سه سالگی حرف نمی زد.

     این کودکان که ممکن است در یک ، دو یا سه مورد از مواد درسی خود دچار مشکل باشند ، به دلیل شکست های پی در پی وسرزنش های اطرافیان واز دست دادن اعتماد به نفس خود در سایر درس ها نیز دچار مشکل می شوند و کم کم به عنوان دانش آموز تنبل علی رقم هوش طبیعی از چرخه ی آموزش کنار گذاشته می شوند..

 

    لذا اولین گام در بهبود و درمان این کودکان بازگرداندن وافزایش عزت نفس آن هاست که با شناسایی توانایی ها ، علایق وتشویق کودک بابت نقاط قوتش امکان پذیر است.

 

با توجه به این که امکان شناسایی دانش آموزان در هر سال مقدور نیست لذا از همکاران گرامی درخواست می شود با توجه به اطلاعات به دست آمده نسبت به شناسایی و ارجاع دانش آموزان مشکوک به اختلال یادگیری اقدام نمایید..




طبقه بندی: آموزشی، روانشناسی، دانستنی ها، تربیتی،

تاریخ : یکشنبه 15 مرداد 1396 | 01:14 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

یکی بود یکی نبود. غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود...

می دونید بچه ها چه اتفاقی افتاده؟

من برادر بزرگه هستم

 

یکی تازه به خانه ما آمده؟

می دانی کیه؟

اون نی نی ماست. حالا دیگه همه می گن من برادر بزرگه هستم.

نی نی ما خیلی خیلی کوچولو است. کوچولوتر از اونی که حتی بتونه راه بره، کوچولوتر از اونی که حتی بتونه حرف بزنه. 

کوچولو تر از اونی که حتی بتونه با اسباب بازی هاش بازی کنه و یا با من بازی کنه.

کوچولو تر از اونی که بتونه مثل من بستنی بخوره، غذا یا یه دونه سیب بخوره.

نی نی ها دوست دارن شیر بخورن. نی نی ما هم فقط دوست اداره شیر بخوره، بعد از شیر هم فقط دوست داره بخوابه.

نی نی ها دوست دارن جای شان گرم و نرم باشه، نی نی ما دوست داره به من نگاه کنه.

منم بهش می گم: نی نی ، من و ببین، من برادر بزرگ تو هستم.

می شه نی نی و بغل کنم؟ ولی اول باید از مامان اجازه بگیرم، اگه اجازه داد بغلش کنم.

من با نی نی کوچولومون مهربونم، من اذیتش نمی کنم و ازش مراقبت می کنم. 

من با صدای بچه گانه براش آواز می خونم.

من برادر بزرگه هستم، بلدم گرم و نرم نگهش دارم

نی نی گاهی گریه می کنه. با با می گه: نی نی ها گاهی گریه می کنند تا چیزی را به بگویند، بیا ببینم چی شده؟

آهان، الان وقت وقت عوض کردن پوشک رسیده و همین طور وقت شیر دادن هم هست.

من بلدم کمک کنم حالا من برادر بزرگه هستم.

مامان و بابا عکس هایی را به من نشون می دهند عکس هایی که  من وقتی نی نی بودم. منم کوچولو بودم درست مثل نی نی.

حالا بزرگ شده ام. بزرگ شدن بامزه است.

بلدم را بروم؛ بلدم حرف بزنم؛ بلدم با اسباب بازی هام بازی کنم؛ بلدم بستنی، پیتزا و سیب بخورم.

مامان عاشق منه، بابا عاشق منه، من براشون خاص هستم. توی تمام دنیا من فقط من هستم.

من یه جور دیگه هم خاص هستم.

حالا برادر بزرگه هستم.

کانال کودک و نوجوان تبیان



طبقه بندی: تربیتی، آفرینش، سرگرمی، حکایت و داستان،

تاریخ : جمعه 13 مرداد 1396 | 06:29 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

 یکی بود، یکی نبود آن یکی که وجود داشت، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست.

موسی و مرد قصاب

روزی حضرت موسی در خلوت خویش از خدایش سوال می کند: آیا کسی هست که با من وارد بهشت گردد؟ خطاب می رسد: آری ! موسی با حیرت می پرسید: آن شخص کیست؟

خطاب می رسد: او مرد قصابی است در فلان محله، موسی می پرسد: می توانم به دیدن او بروم؟ خطاب می رسد: مانعی ندارد!

فردای آن روز موسی به محل مربوطه رفته و مرد قصاب را ملاقات می کند و می گوید: من مسافری گم کرده راه هستم، آیا می توانم شبی را مهمان تو باشم؟ 



ادامه مطلب

طبقه بندی: آفرینش، حکایت و داستان، آموزشی، سرگرمی، تربیتی، مذهبی،

تاریخ : یکشنبه 8 مرداد 1396 | 11:39 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

وقتی کسی با ما حرف می زند ما نباید وسط حرف او بپریم.


باید بگذاریم که حرفش تمام شود.


وقتی کسی با ما حرف می زند ما نباید وسط حرف او بپریم؟

آن وقت ما هم می توانیم حرف بزنیم.

بی احترامی فقط داد زدن بر سر دیگزان یا فحش دادن به آن ها نیست. پریدن وسط حرف دیگران هم یک جور بی احترامی است.

تو وقتی وسط حرف کسی می پری انگار دست روی دهان او می گذاری و جلوی حرف زدن او را می گیری.

 تو وقتی وسط حرف کسی می پری باعث ناراحتی او می شوی.

حضرت محمد (ص)  وسط کسی نمی پرید. تا حرف طرف مقابل تمام نمی شود چیزی نمی گفت.

 پیامبر از یارانش هم می خواست که وسط حرف دیگران نپرند. 

او می فرمود: کسی که وسط حرف برادر مسلمانش بپرد. انگار که به صورت او خراش انداخته است.




طبقه بندی: تربیتی، آفرینش، آموزشی، دانستنی ها، نقل قول بزرگان، روانشناسی،

تاریخ : شنبه 10 تیر 1396 | 12:35 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

هیچ وقت فکرش را نمی کردم که توی کوچه های شهر باشم  و دور تا دورم را بچه های زیادی گرفته باشد.

دیدار با بچه های یتیم

مردی غریبه داشت از مشک های پر از عسل، توی کاسه هایی کوچک عسل می ریخت و به بچه ها می دادبیش از آن که بچه ها بیایند  آن مشک ها را مردی ایرانی  برای مرد غریبه هدیه آورده بود

 او هم چند نفر از دوستانش را صدا زد و گفت: زود به محله های کوفه بروید و بچه های یتیم را این جا بیاورید

راستش من به خاطر این که دلم نمی آمد از عسل های  کندومان جدا بشوم خودم را به لبه یکی از مشک ها چسباندم  و بعد از یک راه طولانی حالا  در کنار آن مرد غریبه  بودم او داشت با مهربانی  به بچه های یتیم نگاه می کرد. بچه ها داشتند با لذت به کاسه های پر از عسل انگشت می زدند و به هم می خندیدند

یک مرد آمد و گفت: ای علی، به ما عسل نمی دهی؟

معلوم شد اسم ان مرد علی است. علی گفت: اول بچه ها بخورند بعد بزرگ ترها

آن مرد گفت: ای امیرالمونی چرا اول بچه ها عسل بخورندبعد ما؟

علی گفت: امام پدر یتیمان است. من چون باید مثل یک پدر با این بچه ها رفتار کنم. گفتم آن ها اول از آن عسل بخورند.

نوبت به بزرگ ترها رسید. ان ها هم از عسل کندو نوش جان کردند. کم کم مشک ها خالی شد و خود علی هیچ چیز نخورد. به صورت مهربانش نگاه کردم او خوش حال بود و لبخند زیبایی می زد. وقت رفتنم بود اما من دلم نمی آمد از او جدا بشوم. زنبورهای کندو  در انتظارم بودند. 

من زنبور عسل هستم . خدای بزگ دو آیه از قرانش را به من اختصاص داده اسنتو پروردگار به زنبور عسل وحی کرد: که از کوه ها، درختان و داربست هایی که مردم می سازند خانه هایی برگزین.سپس از تمام ثمرات بخور و از راه هایی که پروردگارت برای  تو تعیین کرده به راحتی حرکت کن

ما زنبورها به شکل گروهی زندگی می کنیم. زنبور ملکه، زنبور نر و زنبور کارگر. که خداوند برای هر کدام از ما عمری جداگانه تعیین کرده اسو  ما با حرکت ها و رقص هایی که انجام می دهیم محل گل ها را به هم نشان می دهیم

ما شیره گل ها را می مکیم سپس آن ها در دهان خود ذخیره می کنیم بعد آن ها راتبدیل به عسل می کنیم و آن عسل ها را در خانه های کوچک کندو می گذاریم.

Koodak@tebyan.com

تهیه: شهرزاد فراهانی- منبع: مجله ملیکا




طبقه بندی: مذهبی، تربیتی، آفرینش، آموزشی، حکایت و داستان،

تاریخ : جمعه 26 خرداد 1396 | 03:38 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 | 12:05 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
معلمی از یک گروه از دانش اموزان خواست اسامی عجایب هفتگانه را بنویسند...
علیرغم اختلاف نظر ها، اکثرا اینها را جزو عجایب هفت گانه نام بردند:

اهرام مصر
تاج محل
دره بزرگ (به نام گراند کانیون در امریکا)
کانال پاناما
کلیسای پطرس مقدس
دیوار بزرگ چین
آبشار نیاگارا

آموزگار هنگام جمع کردن نوشته های دانش آموزان، متوجه شد که یکی از آنها ..
بقیه این حکایت جالب را در ادامه مطلب بخوانید:

ادامه مطلب

طبقه بندی: آفرینش، تربیتی، متفرقه، آموزشی، حکایت و داستان،

تاریخ : سه شنبه 6 بهمن 1394 | 06:59 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

چند نکته در مورد تکالیف درسی

بررسی ها نشان می دهد که بچه ها از طریق تکلیف درسی مهارت هایی را می آموزند که بتوانند بزرگسالانی غیر وابسته، دارای انگیزه و پیروز بار بیایند. بنابراین باید این مهارت ها را بیاموزند ویاد بگیرند که از دستورات مربوط به تکالیف درسی پیروی کنند، وظیفه ای را شروع کنند و به پایان برسانند و وقت خود را سازمان دهند.

تکلیف درسی حلقه ی اصلی ارتباط بین خانه و مدرسه است. تکلیف درسی به بچه ها درس مسئولیت می دهد. ولی اگر بچه ها نتوانند با کمک سایرین کار کنند، این مسئولیت را نمی توانند بیاموزند.

فرزندانتان باید بفهمند که شما در مورد انجام کامل و دقیق تکالیف درسی جدی هستید. اما اگر شما با عصبانیت صحبت کنید، خواهش و تمنا کنید و یا با بچه ها بحث و جدل را بیندازید آن ها سست خواهند شد.

برای بهبود کار به موارد زیر توجه کنید:
1-  فرزندان شما برای انجام موفقیت آمیز تکلیف درسی به یک محیط راحت، آرام و دارای نور کافی نیاز دارند.
•آن ها نمی توانند در محیط آشفته تکالیفشان را درست انجام دهند. به فرزنداتان بگویید که برای انجام تکالیفش باید دارای یک محل معین باشد، محل باید مانع از حواس پرتی او گردد.
•محل کار فرزندانتان را با وسایل لازم برای انجام تکالیف درسی مجهز کنید.



ادامه مطلب

طبقه بندی: تربیتی، آموزشی،

تاریخ : چهارشنبه 27 آبان 1394 | 09:30 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

تعداد کل صفحات : 9 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • آنکولوژی | اخبار وب | تیم بلاگ