تاریخ : پنجشنبه 18 آبان 1396 | 06:44 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : جمعه 7 مهر 1396 | 08:48 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 08:00 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : شنبه 18 شهریور 1396 | 05:54 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : جمعه 10 شهریور 1396 | 10:13 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : پنجشنبه 9 شهریور 1396 | 10:11 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : دوشنبه 6 شهریور 1396 | 03:16 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1396 | 08:06 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
Image result for ‫عکس از شهید محسن حججی‬‎

شهید حججی! دیدن فیلم و عکس هایت بسیار تکان دهنده بود.
اما خوشا به حالت که چنین زیبا به سوی معبودت شتافتی.
امیدوارم دعای شهدایی چون شما پشت سر ما و بچه هایمان هم باشد.
تا شاید این عاقبت بخیری نصیب ما نیز گردد.
التماس دعا



طبقه بندی: مذهبی، تربیتی، آفرینش، آموزشی،

تاریخ : دوشنبه 23 مرداد 1396 | 12:01 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

آقای دولابی میفرمودند: در آن دنیا بعید نیست که خیلی از اعمالی که به آنها خیلی چشم امید داشتیم آفت زده باشند و کارمان با همین"کناره کاریها" راه بیفتد!


کار خیر

مرحوم دولابی نقل میکردند که خانواده ما کشاورز بودند و بعضی سالها ما زمینهای زیادی را گندم و جو میکاشتیم و در نظرمان بود که اگر این زراعت به نتیجه برسد امسال وضعمان خیلی خوب خواهد شد، طبق معمول کشاورزان هم در زمینهای کنار جویهای آب هم مقداری نخود و لوبیا و چیزهای دیگر میکاشتیم که به آنها " کناره کاری " میگفتیم. خیلی اتفاق میافتاد که به یکباره همه محصول آن مزرعه های بزرگ که خیلی روی آنها حساب کرده بودیم آفت میزد و قابل استفاده نبود و تمام امورات سال ما از همان " کناره کاریها"یی که خیلی جدی نمیگرفتیمشان میگذشت!

آقای دولابی میفرمودند در آن دنیا بعید نیست که خیلی از اعمالی که به آنها خیلی چشم امید داشتیم آفت زده باشند و کارمان با همین"کناره کاریها" راه بیفتد!

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع:
کانال اینستاگرام سمت خدا


طبقه بندی: آفرینش، نقل قول بزرگان، مذهبی، تربیتی، آموزشی،

تاریخ : شنبه 21 مرداد 1396 | 08:43 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : پنجشنبه 12 مرداد 1396 | 06:22 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

 یکی بود، یکی نبود آن یکی که وجود داشت، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست.

موسی و مرد قصاب

روزی حضرت موسی در خلوت خویش از خدایش سوال می کند: آیا کسی هست که با من وارد بهشت گردد؟ خطاب می رسد: آری ! موسی با حیرت می پرسید: آن شخص کیست؟

خطاب می رسد: او مرد قصابی است در فلان محله، موسی می پرسد: می توانم به دیدن او بروم؟ خطاب می رسد: مانعی ندارد!

فردای آن روز موسی به محل مربوطه رفته و مرد قصاب را ملاقات می کند و می گوید: من مسافری گم کرده راه هستم، آیا می توانم شبی را مهمان تو باشم؟ 



ادامه مطلب

طبقه بندی: آفرینش، حکایت و داستان، آموزشی، سرگرمی، تربیتی، مذهبی،

تاریخ : یکشنبه 8 مرداد 1396 | 11:39 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • حریم علم