تبلیغات
آفــــــریـــــنـــــش - مطالب شعر و دلنوشته
تاریخ : دوشنبه 5 تیر 1396 | 08:22 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
شهادت امام علی (ع) تسلیت باد

 

شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان

 

شب شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) بر همگان تسلیت باد

 

 

تو این شب ها ما رو نیز از یاد نبرید و حلال کنید...

التماس دعای فراوان




طبقه بندی: آفرینش، مذهبی، شعر و دلنوشته،

تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1396 | 03:44 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : جمعه 19 آذر 1395 | 07:54 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : شنبه 29 آبان 1395 | 07:40 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات


السلام علیک یا ابا عبدالله حسین
ای شه کربلا سلام علیک
ای سر از تن جدا سلام علیک


سیدی یک نظر سوی ما کن
قسمت ما همه کربلا کن

ای شه ارض توس  سلام علیک
ای انیس النفوس سلام علیک


سیدی یک نظر سوی ما کن
قسمت ما همه کربلا کن

ای امام زمان سلام علیک 
حجه بن الحسن سلام علیک


یاور مرد و زن سلام علیک
ای گل فاطمه  سلام علیک

سیدی یک نظر سوی ما کن
قسمت ما همه کربلا کن





طبقه بندی: مذهبی، آفرینش، مناسبت ها، شعر و دلنوشته،

تاریخ : جمعه 28 آبان 1395 | 07:47 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : چهارشنبه 12 آبان 1395 | 08:52 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : چهارشنبه 12 آبان 1395 | 08:40 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : پنجشنبه 14 مرداد 1395 | 09:50 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

ماه رمضان

ماه رمضان ماه خداست                    ماه همه مسلموناست
بابا مامان روزه دارن                          روزه سی روزه دارن

ماه رمضان

روزه چه سازندگیه                           عبادت وبندگیه
وقتی سحر با اون دعا                       با اون دعای خوش نوا
ماه رمضان
آدم با اون حال وهوا                           راستی میره پیش خدا
نماز روزه هر دو چه خوبه                     خدای عالم چه مهربونه
ماه رمضان





طبقه بندی: مناسبت ها، شعر و دلنوشته، آفرینش، مذهبی،

تاریخ : سه شنبه 18 خرداد 1395 | 09:40 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 | 12:05 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
برای مادر ، حرف بزن

حسن (ع) در کودکی، نزد پیامبر (ص) می رفت و پایین منبر رسول خدا می نشست. تا از منبع وحی استفاده کند.

 او، در سن هفت سالگی، هر آن چه از پیامبر شنیده بود، به حافظه می سپرد و چون به خانه می آمد، برای مادرش، فاطمه (ع) تعریف می کرد. بسیار اتفاق می افتاد که علی (ع) به خانه می آمد و سخنان پیامبر را از همسرش می شنید که آن ها را فرزندش، حسن (ع) نقل کرده بود.

 روزی، علی (ع) خود را در خانه پنهان ساخت. حسن (ع) طبق معمول هر روز خویش، وقتی از مسجد بازگشت و خواست سخن بگوید، ناگهان لکنتی در زبانش پدید آمد و مادر با تعجب پرسید :

- آیا امروز حادثه ای اتفاق افتاده است، که موجب ناراحتی شما شده است ؟!

حسن محبتی (ع) پاسخ داد:  - ای مادر ! تعجب نکن؛ زیرا امروز، شخصی بزرگ به سخنان من گوش فرا داده است. هیبت و عظمت او ، مرا در بیان سخن، این چنین ضعیف می سازد.

مقام معلم

مردی خدمت امام سجاد (ع) آمد. او قاتل پدر خویش را نیز، به همراه داشت.

 امام سجاد (ع) پس از آگاهی بر قضیه، از فرزند مقتول در خواست عفو کرد؛ اما او نپذیرفت.

 امام پرسید :

- آیا فکر نمی کنی که این مرد ، حقی بر تو دارد ؟

فرزند مقتول گفت :

  - او بر من حقی دارد؛ اما نه آن قدر که از خون پدرم بگذرم .

امام پرسید :

- آن حق چیست ؟

 حقیقت این است که من، ایمان به خدای بزرگ نداشتم و این مرد حقایق اسلام را به من تعلیم داد، تا توانستم ایمان بیاورم.

امام سجاد (ع) فرمود :

 - این حق، بسیار بزرگ است؛ زیرا با خون اولین و آخرین تمام مردم روی زمین برابری می کند .

 در حالی که تو می پنداری بهای خون پدرت نخواهد شد!

  فرزند مقتول ، به گرفتن دیه راضی شد.

امام زین العابدین (ع) روی به قاتل کرده و فرمود :

 - ثواب این تعلیم را به من بده . من از عهده دیه بر می آیم و به جای تو ، آن را خواهم پرداخت !

آن مرد پاسخ داد :

-  این فرزند پیامبر (ص) ! من به آن ثواب، بیشتر از تو نیازمندم ، و شما را احتیاجی به آن نیست ؛ زیرا مرتکب هیچ گناهی نشده اید. در این هنگام ، اما به فرزند مقتول گفت :

- این مرد ، در مقابل قتلی که انجام داده و از آن پشیمان است، با تعلیم اسلام به تو، بزرگترین خدمت را برایت به جای آورده است؛ زیرا با آموزش حقایق دین، تو را از مرگ ابدی و حقیقی، نجات بخشیده و زندگی جاودانی را نصب تو ساخت است.




طبقه بندی: مناسبت ها، شعر و دلنوشته،

تاریخ : یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 | 08:58 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : یکشنبه 1 فروردین 1395 | 02:03 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • آنکولوژی | اخبار وب | تیم بلاگ