دعای فرج آفــــــریـــــنـــــش - مطالب نقل قول بزرگان
تاریخ : چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 | 08:28 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

لحظه هایی از زندگی امام سجاد (ع)

 سجاد (ع)

* دستهایش را بلند می کرد برای دعا. می گفت : "خدایا ! تا وقتی که عمرم را در راه اطاعت از فرمان تو به کار می برم ، به من عمر بده  ، آنگاه که عمرم چراگاه شیطان شد ، مرا بمیران ".

* صدقات امیر المومنین و شیعیانش و فدک مادرش زهرا ، همه دست عبد الملک بن مروان بود . یکی از دوست هایش آمد پیش او . گفت :" آقا جان ! از عبدالملک بخواه تا صدقات جدت را برگرداند".

فرمود: " ما از خدا که خالق دنیاست ، دنیا نمی خواهیم ؛ تو می گویی از عبدالملک بخواهم ؟"

حرف او که به گوش عبد الملک رسید ، دستور داد تا فدک را به شیعیان برگردانند.

* روزى امام سجاد علیه السلام از منزل خارج شدند، مردى به او برخورد کرد و حضرت را مورد بدگوئى قرار داد. غلامان و اطرافیان امام علیه السلام بسوى او رفتند تا وى را تنبیه کنند.

 امام علیه السلام فرمود: او را رها کنید آنگاه در برابر آن مرد جسور قرار گرفت و گفت : عیبهاى من که خداوند آنها را پوشانده است بیشتر از آن است، که تو از آنها آگاه نشده اى . آیا نیازى دارى که آن را بر آورده سازم ؟

مردجسور خجالت زده شد. آنگاه امام علیه السلام عبائى که بر دوش او انداخت و دستور داد هزار درهم به او دادند. پس از این واقعه آن مرد همواره به امام علیه السلام مى گفت : شهادت مى دهم که تو از اولاد پیامبران هستى.

 * روزى شخصى حضرت سجّاد علیه السّلام را تعریف و تمجید کرد و اظهار علاقه شدیدى نسبت به آن حضرت داشت .

امام علیه السّلام فرمود: خداوندا، به تو پناه مى برم از این که مبادا دیگران مرا دوست بدارند، در حالى که تو مرا دشمن داشته باشى.

* مردی از خویشاوندان امام زین ‌العابدین علیه السلام در برابر آن حضرت ایستاد و به فحش و ناسزا و دشنام پرداخت. امام پاسخی نداد. بعد از رفتن آن مرد، حضرت به همراهانش فرمود: شما گفته‌های این مرد را شنیدید، اکنون دوست دارم با من بیایید تا پاسخ مرا نیز بشنوید، عرض کردند: می‌آییم، ما نیز دوست داریم وی را پاسخ گوییم و ما هم حرفمان را به او بزنیم.

به راه افتادند. در بین راه این آیه کریمه را تلاوت می‌فرمود: ... والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین.

"آن کسانی که خشم خویش را فرو می‌خورند و از خطای مردم در می‌گذرند (نیکوکارند و) خدا نیکوکاران را دوست دارد".

آل عمران /134‌

ما (با خواندن این آیه) دانستیم که برخورد امام با آن شخص آن طور که ما فکر می‌کردیم نخواهد بود. حضرت رفت تا به در خانه آن مرد رسید و فرمود: به صاحب خانه بگویید علی بن الحسین بیرون در ایستاده! وی در حالی که آماده شرارت بود از خانه بیرون آمد و شک نداشت که امام برای تلافی آمده است.

اما امام سجاد علیه السلام با نرمی فرمود: برادر! تو اندکی پیش نزد من آمدی و آنچه خواستی گفتی، اگر آنچه گفتی در من هست من هم اکنون از خداوند آمرزش می‌طلبم و اگر در من نیست از خدا می‌خواهم تو را بیامرزد. آن مرد شرمنده و خجل زده میان دو چشمان حضرت را بوسید و عرض کرد: من چیزهایی را گفتم که در شما نبود و خودم بدانچه گفتم سزاوارترم.

 

فراوری: زهرا فرآورده

بخش کودک ونوجوان تبیان





طبقه بندی: آفرینش، مناسبت ها، دانستنی ها، مذهبی، نقل قول بزرگان،

تاریخ : شنبه 1 اردیبهشت 1397 | 09:02 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

ابوالفضل (ع) ، عبد صالح خداوند


ابوالفضل (ع)

در چهارم شعبان سال 26 هجری امیرالمۆمنین علی (ع) صاحب فرزند پسری شدند به نام عباس که ام البنین مادرش بود.

او که در کنار فرزندان حضرت زهرا (س) بزرگ شده بود علاقه و محبت ویژه ای به آنها داشت.

القاب زیادی برای ایشان گفته اند مانند ابوالفضل که به دلیل شجاعت به این نام لقب گرفتند.

ابو قربه یکی دیگر از القاب ایشان می باشد. قربه یعنی مشک و در زبان عربی هرگاه کسی با شخصی یا چیزی همراهی بسیاری داشته باشد کلمه "اب" را به آن اضافه می کنند و چون حضرت ابوالفضل آب آور کاروان امام حسین (ع) بود به او لقب "ابو قربه" داده اند.

امام صادق (ع) به ایشان لقب عبد صالح دادند که این منزلت عظیم حضرت ابوالفضل را نشان می دهد

اهل بیت (ع) در رابطه با مقام و جایگاه حضرت ابوالفضل سخنان بسیاری دارند.

امام صادق (ع) به ایشان لقب عبد صالح دادند که این منزلت عظیم حضرت ابوالفضل را نشان می دهد.

امام صادق(ع)، در رابطه با صفات برجسته حضرت ابوالفضل (ع) فرمودند:

عموى ما عباس‏بن على(ع) چنین صفاتى داشت:

1- بصیرت نافذ،2- بینش عظیم،3- ایمان بسیار و شدید،4- جهاد در محضر امام حسین(ع)،5- جانبازى و ایثار،6- شهادت در راه امام خود.

امام صادق(ع) در ادامه زیارت ابوالفضل(ع) بخشى دیگر از خصوصیات برجسته علمدار کربلا را، با عبارت «شهادت مى‏دهم»، بر مى‏شمارد و مى‏فرماید شهادت مى‏دهم که تو:

در برابر جانشین رسول اکرم(ص) در مقام تسلیم بودى، امام حسین(ع) را تصدیق کردى، به حجت خدا وفادار ماندى و خیرخواه امام خود بودى. من شهادت مى‏دهم و خدا را نیز گواه مى‏گیرم که تو راه جنگاوران و شهداى بدر را پیمودى.  شهادت مى‏دهم که تو در خیرخواهى تا آخرین حد تلاش کردى و آنچه در توان داشتى به انجام رساندى.

امام صادق(ع) در پایان مى‏فرماید:

در برابر این فداکاریها، خداوند بزرگ تو را در جمع شهدا قرار داد،روانت را با ارواح نیکبختان همنشین ساخت، وسیعترین منزل بهشتى و برترین غرفه فردوس را به تو عطا کرد و یادت را در ملأ اعلى بلند ساخت.

امام صادق(ع) در فصلى دیگر از سخنانش به عظمت مقام ابوالفضل(ع) درود مى‏فرستد و مى‏فرماید:

سلام خدا و سلام فرشتگان مقرّبش و سلام پیامبران مرسل و بندگان شایسته الهى و سلام همه شهدا و صدّیقان، سلامهاى پاک و طیّب در صبحگاهان و شامگاهان، بر تو باد اى فرزند امیرالمۆمنین.

خدا لعنت کند آن را که حق تو را نشناخت و حرمت تو را پاس نداشت، خدا لعنت کند کسى را که حق تو را نشناسد و مقام تو را سبک بشمارد، خداوند لعنت کند مردمى را که حرامهاى الهى را در شأن تو حلال شمردند و با کشتن تو حرمت اسلام را زیر پا نهادند.

پی نوشت:

تاریخ امام حسین (ع)- جلد 9

 

زهرا فرآورده

بخش کودک ونوجوان تبیان





طبقه بندی: آفرینش، مناسبت ها، دانستنی ها، مذهبی، نقل قول بزرگان،

تاریخ : جمعه 31 فروردین 1397 | 09:16 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

حسین ، نامی که از طرف خداوند انتخاب شد


امام حسین (ع)

سوم شعبان سال چهارم هجرت در خانه دختر پیامبر (ص) نوزاد پسری  متولد شد.

وقتی خبر ولادتش به پیامبر (ص) رسید، به خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه (س) رفت. اسما نوزاد را در پارچه ای سپید

پیچید و خدمت رسول اکرم (ص) برد، پیامبر در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت . در همان روزهای اول

ولادت ، امین وحی الهی ، جبرئیل ، فرود آمد و گفت : "ای محمد! خدای بلندمرتبه به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید علی

(ع) برای تو همانند هارون برای موسی است. نام پسر حضرت هارون (ع) را بر فرزند خود بگذار. نام او شُبِیر است که به

زبان عِبری است."

پیامبر فرمود: "زبان من عربی است .

جبرئیل عرض کرد: "نام او را حسین بگذار که معادل شبٌیر در زبان عبری است.

و به این ترتیب نام پرعظمت "حسین " از جانب پروردگار، برای دومین فرزند فاطمه (س ) و علی (ع) انتخاب شد.

پیامبر (ص) قبل از رحلتشان خطاب به مسلمانان فرمودند که من دو چیز گرانبها در بین شما به امانت می گذارم: "کتاب الله و عترتی" منظور از کتاب الله همان قرآن کریم و منظور از عترتی اهل بیت (ع) بودند.

قرآن کتابی است برای هدایت مردم به دین اسلام که معجزات بسیاری در خود دارد. امام حسین (ع) هدایتگر مردم به سوی ایمان وتقوا است

اهل بیت (ع) ویژگی های مشترکی با قرآن دارند. امام حسین (ع) هم در فضایلی همانند با قرآن هستند، مانند:

* امام حسین (ع) وجودش همانند کلام الهی است زیرا ایشان مصداق گویا و بارز از حقایق کتاب خدا و بیان کننده حقایق قرآن است.  

* قرآن کتابی است برای هدایت مردم به دین اسلام که معجزات بسیاری در خود دارد. امام حسین (ع) هدایتگر مردم به سوی ایمان وتقوا است که نمونه آن مقابله با خلفای جور و ستم در هنگام شهادت بود.

* قرآن برای کسانی که آن را تلاوت می کنند و بر آن مداومت می کنند شفاعت می کند، امام حسین (ع) هرکس را که با آگاهی و معرفت ایشان را زیارت کند و بر ایشان سوگواری کند شفاعت می کند.

* تلاوت قرآن، شنیدن آیاتش و نگاه کردن به آن موجب عبادت می گردد و سوگواری بر امام حسین (ع) عبادت است. شنیدن عزای آن حضرت نشستن در مجلس عزاداری و گریه کردن و گریاندن بر او بهره ای از عبادت دارد. سلام و درود فرستادن بر ایشان از راه دور ، دیدار زائران آن حضرت و آرزوی شهادت در رکاب  آن حضرت نیز عبادت است.

* قرآن روح و ریحان و مایه آرامش جان پیامبر و مردم است و امام حسین نیز همانگونه که در روایات آمده گل سر سبد بوستان محمد (ص) و سبب آسایش و راحتی مردن با ایمان است.

* قرآن در شب قدر نازل شد و در شب ولادت امام حسین (ع) مانند شب قدر فرشتگان و روح الامین به فرمان الهی فرود آمدند و سلام و درود تا سپیده دم برقرار بود و پیام تهنیت و تبریک بوسیله جبرئیل از جانب خدا نازل شد.

* قرآن همواره تازه بوده و دچار کهنگی نمی شود و با تکرار تلاوت آن ملال آور نمی گردد. ذکر مصیبت امام حسین (ع) نیز در هر سال تازه می گردد و با تکرار و یادآوری آن موجب ملال و خستگی نمی شود.

 

پی نوشت:

خصائص الحسینیه نوشته علامه شیخ جعفر شوشتری

 

زهرا فرآورده

بخش کودک ونوجوان تبیان




طبقه بندی: آفرینش، مناسبت ها، دانستنی ها، نقل قول بزرگان،

تاریخ : پنجشنبه 30 فروردین 1397 | 08:13 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : سه شنبه 29 اسفند 1396 | 12:42 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : چهارشنبه 16 اسفند 1396 | 05:49 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1396 | 10:30 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

پیرمردی صبح زود در حالی که تند تند راه می رفت با اتومبیلی تصادف کرد و آسیب دید.عابران به سرعت او را به بیمارستان رساندند.پرستاران زخم های پیرمرد را پانسمان کردند.ولی به او گفتند :باید از پایتان عکسبرداری شود تا مطمئن شویم شکستگی نداشته باشد.پیرمرد غمگین شدو گفت:عجله دارم ،نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.او گفت زنم در خانه سالمندان است.هر صبح آنجا می روم و صبحانه را باهم می خوریم.نمی خواهم دیر شود.پرستاری گفت: خودمان به او خبر می دهیم.پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم او آلزایمر دارد ،چیزی را متوجه نخواهد شد!حتی مرا هم نمی شناسد.پرستار با حیرت گفت:وقتی که   نمی داند شما چه کسی هستید،چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟!! پیرمرد با صدایی گرفته به آرامی گفت:اما من که می دانم او چه کسی است؟

گاهی در حق کسی خوبی هایی کرده ای اما طرف انگار آلزایمر دارد!گاهی از خطای کسی که تو را آزرده است با بزرگواری می گذری،اما طرف انگار آلزایمر دارد و اصلا متوجه نمی شود! حتی گاهی کسی از لطف تو قدردانی می کند،اما مدتی بعد دچار آلزایمر می شود. این عجیب نیست که انسان به نسیان دچار می شود و آلزایمر بگیرد، انتظار و توقع سپاس و پاداش از انسان فراموشکار عجیب است! در همه ی این حالت ها فراموش نکن که خدا می بیند و هیچ گاه خوبی تو را فراموش نخواهد کرد.

                         با خودت تکرار کن :                                                          اونمی داند خدا که می داند.  





طبقه بندی: تربیتی، حکایت و داستان، آفرینش، متفرقه، دانستنی ها، نقل قول بزرگان،

تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1396 | 06:41 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

آقای دولابی میفرمودند: در آن دنیا بعید نیست که خیلی از اعمالی که به آنها خیلی چشم امید داشتیم آفت زده باشند و کارمان با همین"کناره کاریها" راه بیفتد!


کار خیر

مرحوم دولابی نقل میکردند که خانواده ما کشاورز بودند و بعضی سالها ما زمینهای زیادی را گندم و جو میکاشتیم و در نظرمان بود که اگر این زراعت به نتیجه برسد امسال وضعمان خیلی خوب خواهد شد، طبق معمول کشاورزان هم در زمینهای کنار جویهای آب هم مقداری نخود و لوبیا و چیزهای دیگر میکاشتیم که به آنها " کناره کاری " میگفتیم. خیلی اتفاق میافتاد که به یکباره همه محصول آن مزرعه های بزرگ که خیلی روی آنها حساب کرده بودیم آفت میزد و قابل استفاده نبود و تمام امورات سال ما از همان " کناره کاریها"یی که خیلی جدی نمیگرفتیمشان میگذشت!

آقای دولابی میفرمودند در آن دنیا بعید نیست که خیلی از اعمالی که به آنها خیلی چشم امید داشتیم آفت زده باشند و کارمان با همین"کناره کاریها" راه بیفتد!

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع:
کانال اینستاگرام سمت خدا


طبقه بندی: آفرینش، نقل قول بزرگان، مذهبی، تربیتی، آموزشی،

تاریخ : شنبه 21 مرداد 1396 | 08:43 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

وقتی کسی با ما حرف می زند ما نباید وسط حرف او بپریم.


باید بگذاریم که حرفش تمام شود.


وقتی کسی با ما حرف می زند ما نباید وسط حرف او بپریم؟

آن وقت ما هم می توانیم حرف بزنیم.

بی احترامی فقط داد زدن بر سر دیگزان یا فحش دادن به آن ها نیست. پریدن وسط حرف دیگران هم یک جور بی احترامی است.

تو وقتی وسط حرف کسی می پری انگار دست روی دهان او می گذاری و جلوی حرف زدن او را می گیری.

 تو وقتی وسط حرف کسی می پری باعث ناراحتی او می شوی.

حضرت محمد (ص)  وسط کسی نمی پرید. تا حرف طرف مقابل تمام نمی شود چیزی نمی گفت.

 پیامبر از یارانش هم می خواست که وسط حرف دیگران نپرند. 

او می فرمود: کسی که وسط حرف برادر مسلمانش بپرد. انگار که به صورت او خراش انداخته است.




طبقه بندی: تربیتی، آفرینش، آموزشی، دانستنی ها، نقل قول بزرگان، روانشناسی،

تاریخ : شنبه 10 تیر 1396 | 12:35 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

دانستنیهای نوروز


نوروز

در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.

بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان، مجمع عمومی سازمان ملل در اسفند 1388 , 21 ماه مارس را به عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهء ایرانی به‌ رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از 3 هزار سال دارد و امروزه بیش از 300 میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است. همچنین در 7 فروردین 1389 نخستین دورهء جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهء نوروز» شناخته شد.

 

پیشینه نوروز

منشأ و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست. در برخی از متن‌های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن‌ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده‌است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده‌است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.

برخی از روایت‌های تاریخی ، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به 538 سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد. همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده‌است. اما در اوستا نامی از نوروز برده نشده‌است.

خانه تکانی یکی از رسوم پسنده و ارزشهای نیک عید، نظافت و خانه تکانی است که یکی دو هفته پیش از عید خانه تکاتی یا رفت و روب انجام می گیرد و مجدداً اثاثیه را جابه جا می کنند و گردگیری می کنند و دوباره آنها را می چینند در واقع مردم قبل از رسیدن سال نو تحولی در زندگی خود می کنند و خانه را برای پذیرانی از میهمانان عید آماده می سازند.

 

نظافت و لباس تمیز

نظافت و رعایت بهداشت و نیز پوشیدن لباس تمیز و استفاده از عطر و بوی خوش در صورت امکان از وظایف اخلاقی و اجتماعی نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک» ؛ "تمیزترین لباست را بپوش و با بهترین عطرت خود را خوشبوی ساز" (وسائل ‏الشیعة: ج 8، ص 172)

 

تهیه سفره هفت سین

بزرگترین نماد آیین نوروز "هفت سین" ، است. "محمد علی دادخواه" که پژوهشی با عنوان "نوروز و فلسفه هفت سین" را به نگارش در آورده، در این باره می نویسد: "عدد هفت برگزیده و مقدس است. در سفره نوروزی انتخاب این عدد بسیار قابل توجه است. در نجوم عدد هفت، خانه آرزوهاست و رسیدن به امیدها را در خانه هفتم نوید می دهند. علامه مجلسی می فرماید: "آسمان هفت طبقه و زمین هفت طبقه است و هفت ملک یا فرشته موکل برآنند و اگر موقع تحویل سال، هفت آیه از قرآن مجید را که باحرف سین شروع می شودبخوانند آنان را از آفات زمینی و آسمانی محفوظ می دارند."

هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی.

ابوالفضل بیهقی نیز در قسمت‌های مختلف تاریخ خود اشاراتی به دادن هدیه در نوروز کرده است که نشان دهنده تداوم رسومات نوروزی در دوره غزنویان می‌باشد. با روی کار آمدن حکومت صفوی و رسمیت یافتن مذهب تشیع، برخی از آداب اسلامی با آیین‌های نوروزی درآمیخت و تلاش عالمان شیعه در جمع‌آوری احادیث و روایات معصومین در رابطه با نوروز، بر رونق بیشتر این جشن افزود.

برای مثال در حدیثی از علامه محمدباقر مجلسی به نقل از امام جعفر صادق(ع) آمده است که امام صادق(ع) نوروز را روزی فرخنده و خجسته و روزی که در آن آدم آفریده شده معرفی می‌کند.

 شکلک های محدثه

فراوری: زهرا فرآورده

بخش کودک و نوجوان تبیان





طبقه بندی: آفرینش، دانستنی ها، نقل قول بزرگان،

تاریخ : شنبه 1 فروردین 1394 | 01:08 ق.ظ | نویسنده : قبول | نظرات
تاریخ : دوشنبه 27 بهمن 1393 | 07:57 ب.ظ | نویسنده : قبول | نظرات

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

  • بلاگ اسکای | ایران موزه | پاپو مارکت