تبلیغات
آفــــــریـــــنـــــش - حالا برادر بزرگه هستم

آفــــــریـــــنـــــش

فرشته های مهربان اولی و دومی! شکوفایی اندیشه و پویایی فکرتان را از آفریدگار متعال خواهانم .

حالا برادر بزرگه هستم

یکی بود یکی نبود. غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود...

می دونید بچه ها چه اتفاقی افتاده؟

من برادر بزرگه هستم

 

یکی تازه به خانه ما آمده؟

می دانی کیه؟

اون نی نی ماست. حالا دیگه همه می گن من برادر بزرگه هستم.

نی نی ما خیلی خیلی کوچولو است. کوچولوتر از اونی که حتی بتونه راه بره، کوچولوتر از اونی که حتی بتونه حرف بزنه. 

کوچولو تر از اونی که حتی بتونه با اسباب بازی هاش بازی کنه و یا با من بازی کنه.

کوچولو تر از اونی که بتونه مثل من بستنی بخوره، غذا یا یه دونه سیب بخوره.

نی نی ها دوست دارن شیر بخورن. نی نی ما هم فقط دوست اداره شیر بخوره، بعد از شیر هم فقط دوست داره بخوابه.

نی نی ها دوست دارن جای شان گرم و نرم باشه، نی نی ما دوست داره به من نگاه کنه.

منم بهش می گم: نی نی ، من و ببین، من برادر بزرگ تو هستم.

می شه نی نی و بغل کنم؟ ولی اول باید از مامان اجازه بگیرم، اگه اجازه داد بغلش کنم.

من با نی نی کوچولومون مهربونم، من اذیتش نمی کنم و ازش مراقبت می کنم. 

من با صدای بچه گانه براش آواز می خونم.

من برادر بزرگه هستم، بلدم گرم و نرم نگهش دارم

نی نی گاهی گریه می کنه. با با می گه: نی نی ها گاهی گریه می کنند تا چیزی را به بگویند، بیا ببینم چی شده؟

آهان، الان وقت وقت عوض کردن پوشک رسیده و همین طور وقت شیر دادن هم هست.

من بلدم کمک کنم حالا من برادر بزرگه هستم.

مامان و بابا عکس هایی را به من نشون می دهند عکس هایی که  من وقتی نی نی بودم. منم کوچولو بودم درست مثل نی نی.

حالا بزرگ شده ام. بزرگ شدن بامزه است.

بلدم را بروم؛ بلدم حرف بزنم؛ بلدم با اسباب بازی هام بازی کنم؛ بلدم بستنی، پیتزا و سیب بخورم.

مامان عاشق منه، بابا عاشق منه، من براشون خاص هستم. توی تمام دنیا من فقط من هستم.

من یه جور دیگه هم خاص هستم.

حالا برادر بزرگه هستم.

کانال کودک و نوجوان تبیان




طبقه بندی: تربیتی، آفرینش، سرگرمی، حکایت و داستان،
[ جمعه 13 مرداد 1396 ] [ 06:29 ب.ظ ] [ قبول ] [ نظرات() ]